معرفی اساتیدمکتب اصفهان

" استاد علي اصغرشاهزيدي"

در سال ١٣٢٧ در اصفهان متولد شد. به واسطه‌ي بهره‌مندي از صدايي خوش و به خاطر علاقه‌مندي‌اش به آواز از سيزده سالگي يادگيري رديف‌هاي موسيقي ايراني را آغاز کرد و پس از ۸ سال، در سال ۱۳۴۹ به محضر استاد آواز ايران جلال تاج اصفهاني راه يافت و به مدت يازده سال به طور مستمر از استاد تعليم گرفت. همچنين محضر استادان گرانقدر حسن کسايي، جليل شهناز و علي تجويدي را درک کرده و از شيوه‌ي سيد عبدالرحيم اصفهاني و رهنمودهاي سيد محمد طاهرپور بهره برده است. کسب رتبه‌ي نخست در رشته‌ي آواز در دومين آزمون سراسري باربد به سال ۱۳۵۷، تدريس آواز قريب به يک دهه در هنرستان موسيقي اصفهان و واحد موسيقي صدا و سيماي اصفهان، و تدريس خصوصي آواز از سال ۱۳۶۴ تاکنون از فعاليت‌هاي گسترده‌ي آموزشي او حکايت دارد. شاه‌زيدي علاوه بر تسلطي که به آواز ايراني دارد با نواختن ني آشنايي بسيار دارد.اجراي ماهرانه‌ي آوازهاي اين مجموعه با همراهي ساز استاد جليل شهناز به خوبي مؤيد توانمندي بي چون و چراي وي در هنر آواز ايراني است. اجراي گرم و دلنشين ساخته‌هاي ارکسترال استاد علي تجويدي و خصوصا ًترانه‌هاي درخشان "جام مدهوشي" و "سروش آسماني" نيز فرصتي بود مغتنم و ناب که علي اصغر شاه‌زيدي به مهارت و استادي تام از پس آن برآمد و نام و هنرش به برومندي بر تارک موسيقي ايراني درخشيد و جاودانه شد.او در سال 1357 در آزمون سراسري باربد شركت كرد و در رشته آواز رتبه اول را احراز نمود و به دريافت لوحه درجه يك باربد نايل شد. سبك آواز خواني شاهزيدي در مكتب اصفهان همان سبك زنده ياد جلال تاج است،از مختصات شيوه او، درك صحيح شعر، تلفيق متناسب و دلپذير شعر با گوشه هاي آوازي، بيان درست شعر و تلفظ صحيح كلمات است كه همة اينها در قالب اصل مهم و انكار ناپذير مناسب خواني شكل مي گيرند. شاه زيدي از سال 1358 در هنرستان اصفهان به تربيت هنرجويان رشته آواز پرداخته و از سال 1360، كه ستاره درخشان هنر، استاد جلال تاج اصفهاني افول كرد؛ او همچنان نگاهبان و چراغدار مكتب استاد خود است."

(ازخداوند منان برای استادعزیزم که به حق پرچمدارآوازمکتب اصفهان بعدازتاج هستند طول عمر و دلی شاد و لبی خندان آرزومندم)

"استادحسین خواجه امیری"                                                                                                  

معروف به ایرج در سال 1313 در شهر کاشان چشم به جهان گشود.پدربزرگش از خوانندگان ناصرالدین شاه بود،و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها ایرج تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . ایرج مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .

در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم 
حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کردت صدای گرم و با صلابت و توانمند ایشان را که در عین حال لطافت خاصی دارد در دستگاه های سه گاه - چهار گاه ، ابوعطا را به وضوح می توان حس کرد که بعد از میرزا ظلی و تنی چند از بزرگان ، از صداهایی است که شاید تا سالهای سال نتوان مانند آن در صحنه موسیقی اصیل و کلاسیک ایرانی یافت . صدای استاد از معدود صداهای 6 دانگ موسیقی ایران است که به همراه حمیرا و مرد حنجره طلایی آواز ایران اکبر گلپا؛توانایی استثتایی آن را دارد که در خواندن هر دستگاه از موسیقی، حق مطلب هر دستگاه را به درستی ادا کند که این هنری است که خداوند در حنجره این بزرگ مرد آواز ایران به ودیعه گذاشته است.

"استاد تاج"

در سال ۱۲۸۲ شمسی  خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که

داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»
آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.

تعريف اصطلاحات موسيقي

فالش:
لغت فالش ریشه انگلیسی دارد.هنگامی كه تعداد نوسانهای تثبیت شده برای هركدام از نت ها(كه بصورت استاندارد قرار داده اند)، به حد خودش نرسد و یا بیشتر باشد، اصطلاح فالش برای آن صدا بكار برده میشود.

خارج خواندن:

حتما" شنیده اید كه مثلا" فلان خواننده فلان قسمت آواز، خارج شد ویا خارج خواند كه بعضی ها اشتباها" این مسئله را با لغت فالش بكار می برند. اما از دیدگاه علمی - فیزیكی و اصطلاح رایج در موسیقی ، خارج خواندن و فالش خواندن دو مطلب جداگانه است.
گفته شد زمانیكه صدایی كاملا" منطبق با نت مربوطه نباشد وارتعاشات ایجاد شده، حدود و نزدیك بر انطباق آن نت باشد چه بالاتر وچه پایین تر، می گوییم آن صدا فالش است ولی اگر نوازنده یا خواننده به هنگام آوازخوانی ویا اجرای نت های گام یكی از دستگاهها ، از یكی از نت های مرسوم و ثبت شده در گام آن دستگاه ، به هر دلیل منحرف شود و نتی غیر از نت گام موردنظر در روند كار خواننده یا نوازنده دخالت و خودنمایی كند، اصطلاحا" گفته میشود خواننده خارج خواند یا نوازنده خارج زد.

ژوست بودن:

این مسئله موقعی برای خواننده پیش می آید كه خواننده بدون در نظر گرفتن وسعت صدای خویش، در مایه های اوج و بالا بخواند وطبیعتا" چون صدا، توانایی اجرای نت ها را در آن حد ندارد، از حالت اصلی خارج و منحرف میگردد و برای شنونده هم نا خوشایند و نا مطلوب خواهد بود. بنابراین خواننده مجرّب و مسلــّـط قبل از آغاز آواز، حدود و وسعت صدایش را نسبت به آن دستگاه ویا آواز، شناسایی نموده و بر اساس آن گستره ، اتـّـخاذ مایه می نماید تا در اوج خوانی از گام موردنظر منحرف نگردد و این تسلط به آسانی بدست نمی آید مگر با گوش دادن زیاد و ممارستهای فراوان در هر گام و دستگاه ، كه با گذشت زمان گوشی قوی پیدا كرده و براحتی هر صدای ژوستی را از فالش میتواند تشخیص دهد.مسئله ژوست بودن صدا و تشخیص آن چه بوسیله ساز ویا آواز، گوشهای قوی و كاركرده می طلبد.اكثر خوانندگان تازه كار كه هنوز پختگی صدا برایشان بوجود نیامده ، به اندازه یك الی دو كما (كـُــما coma = : اگر هر كدام از فواصل پرده ای میان نت ها را به 9 قسمت تقسیم نماییم، یك قسمت از 9 قسمت را یك كـُما گویند.) در اتخاذ نت ها كم و بیش خطا دارند كه این خطا (فالش خوانی) برای همه كس قابل درك و تفهیم نیست، مگر موسیقی دانهایی كه صداهای مطبوع ، سالهای سال در گوش آنها طنین افكنده است.

در مورد سازها نیز این مسئله وجود دارد و دیده میشود كه در مواقع لزوم، نوازنده با دست پرده ها را جابجا می نماید تا صدای مطلوب نت مورد نظر از حالت فالش به حالت ژوست تبدیل شود.



تعاریف ابتدایی موسیقی ایرانی

آواز:

بیان شعرواحساس به صورت ملودیک را آوازمیگویند.

دستگاه:

ازدوکلمه دست+گاه که دست از دسته بندی وگاه به معنای زمان میباشدودارای لحنهای متفاوتی هستندکه درموردآنهاتوضیح داده شده است.

ردیف:

به تعدادگوشه هایی که بصورت کامل دریک دستگاه یاآوازثبت شده است راردیف میگویند.برای مثال ردیف دستگاه همایون باآوازهمایون فرق داردیعنی برای اجرای ردیف همایون خواننده یانوازنده مجاب به اجرای تمام گوشه های همایون است درصورتیکه دراجرای آوازهمایون اینگونه نیست.

گوشه یاتکیه:

به حالتی که خواننده یانوازنده به یک یا چندجمله موسیقی میدهدراگوشه یا تکیه میگویند.توضیح اینکه درآمدهاهم جزوگوشه هامحسوب میشود.برای مثال درسه گاه گوشه درآمد-گوشه زابل-گوشه مویه و......

درآمد:

ابتدایی ترین جمله موسیقی برای شروع یک دستگاه یاآوازرادرآمدمیگویند.بطوریکه جایگاه درآمدابتدای هرآوازیادستگاه است.برای مثال برای اجرای دستگاه شورابتداخواننده یانوازنده به درآمداشاره میکندوبعدبه سراغ گوشه های دیگر میرود.توضیح اینکه این حرکت برای خواننده یانوازنده اجباری نیست ومیشودهم دستگاه شوررااجراکردبدون آنکه به درآمداشاره کنیم.

شباهت گامهای موسیقی ایرانی بایکدیگر

تشابه گام های موسیقی ایرانی:

تشابه گام شور با همایون: شروع گام همایون با شور یکی است تنها اختلاف آنها درجه سوم گامشان می باشد یعنی درجه سوم گام همایون نیم پرده بیشر از گام شور است به همین طریق می توان به راحتی وارد یکدیگر شد.

گام شور سل: 

سل،لاکرون،سی بمل، دو ،ر، می بمل، فا، سل

گام همایون سل:

سل،لاکرون،سی،دو،ر،می بمل،فا،سل

نت (سل ) در هر دو گام شاهد شور  و تونیک همایون می باشد

نت ( لا )  کرون شاهد همایون می باشد

نت  (دو)  شاهد ابوعطا و افشاری است در گام شور ولی

نت  (دو)  شاهد چکاوک در همایون می باشد

نت  (ر ) شاهد شاهد دشتی در شور و شاهد بیداد در همایون است

تشابه گام شور با اصفهان:

 آواز اصفهان از مشتقات همایون می باشد و از درجه چهارم گام همایون شروع می شود یعنی هرگاه درجه چهارم گام همایون را شاهد قرار می دهیم آواز اصفهان را می توان شروع کرد  در اینجا باید بگویم گام آواز اصفهان همان گام شور  سل است که چون گام همایون را از سل  گرفته بودیم طبیعتأ اصفهان هم درجه چهارم گام شور می شود و اگر دقت شود درجه چهارم گام شور.

نت (دو) میباشد که در اینجا شاهد اصفهان است یعنی از درجه چهارم گام شور می توان به اصفهان رفت درجه هشتم گام شور شاهد عشاق دشتی و در اصفهان شاهد عشاق اصفهان می باشد.

 تشابه گام شور وسه گاه:

در اینجا گام شور سل را با سه گاه سل مقایسه می کنیم :

در گام شور سل نت تونیک شور با تونیک مخالف سه گاه مشترک است و می توان آن را کلیدی برای ورود شور به سه گاه دانست و بلعکس و نت  ر  در شورشاهد دشتی و در سگاه همین نت  ر  شاهد گوشه زابل است و حال چگونه می شود از شور به سگاه رفت باید قدم به قدم گوشه های نام برده را نواخت اگر در شور سل هستیم به مدت چند لحظه روی نت سل ایست می کنیم تا گوش به مایه و نت اولیه  گام شور کاملان عادت کند و سپس از همان نت گوشه مخالف سه گاه را می نوازیم  و از مخالف سه گاه به گوشه مغلوب می رویم گوشه مغلوب از درجه سوم گام سه گاه شروع می شود و از آنجا به سه گاه می رویم.

تشابه گام شور و چهارگاه:

وحالا به قسمت شور  سل و چهار گاه سل را مقایسه می کنیم:

درجه اول شور شاهد درآمد ودرجه اول چهار گاه

شاهددرآمد چهار گاه می باشندو هر دو نت سل

می باشند درجه چهارم نت دو  در شور شاهد

افشاری و ابوعطامی باشد  ولی در چهار گاه

همین نت شاهد مویه است درجه پنجم در شورشاهد دشتی است ولی در چهار گاه  شاهد حصار از مقایسه دو گام چهار گاه و شور با یکدیگر چنانچه مشهود است بهترین راه جهت ورود از یک گام به گام دیگری آن است که از طریق درجه چهارم گام شور که جایگاه نت های شاهد افشاری و ابوعطاست به گوشه مویه وارد شد (مویه ای که از لحاظ شاهد با افشاری و ابوعطا یکی است) و سپس از طریق گوشه مویه فرود به چهارگاه  و بلعکس وهمینطور از درجه پنجم.


تشابه گام شور با ماهور:

هر گاه درجه ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم وارد پرده شور می شویم که قدما آنرا دلکش می نامیدند وحقیقتأ اینطور است  زیرا ملودی ماهور یکدفعه عوض مشود و حال وهوای دیگری پیدا می کند و قلب آدم را تکان می دهد یعنی با رفتن به گوشه  دلکش تغییر مقامی از ماهور به شور داده حال چگونه می توانیم از ماهور به شور و یا بلعکس از شور به ماهور رجعت کنیم یکی از راه هایی که دوستان نوازنده ویا خواننده انجام می دهند  از طریقه گوشه سلمک است اگر سلمک و دلکش  سر جای یکدیگر خوانده شوند ماهور و شور آن هم مایه نبوده و اختلاف یک پرده دارند و به عبارتی دیگر اگرماهور از نت  دو  زده یا خوانده شود و شور هم ازنت (ر) زده شود سلمک و دلکش آنها  هم مایه خواهد بود

گام شور  ( ر( 

ر، می کرون، فا، سل، لا، سی بمل، دو، ر

گام ماهور سل:

سل، لا، سی، دو، ر، می، فادیز، سل

درجه اول ماهور یعنی (نت سل  ) شاهد درآمد است

درجه دوم شاهد گوشه داد می باشد

درجه سوم شاهد راک عبدالله

درجه چهارم (نت دو) شاهد نیشابورک است

درجه پنجم (نت ر )شاهد دلکش وتونیک (شور  ر ) می باشد

نت هشتم گام ماهور یعنی (سل ) اکتاو شاهد عراق و راکها و از آن

طرف شاهد سلمک  گام شور می باشد.

 تشابه گام شور با نوا:

همانطور که قبلان اشاره شد گام نوا و شور از نظر فواصل کاملان یکی است و فقط ساختار ملودی آنها باهم فرق می کند و در ضمن ساختار ملودی بعضی از گوشه های نوا(گوشت-عراق  )باعث تغییر نت های تشکیل دهنده شده و گام را تغییر می دهد  که آن هم مقطعی است و نهایتأبه نوا مراجعت می نماید و چون این دو گام با هم متشابه هستند می توان به راحتی وارد یکدیگر شوند.

 تشابه گام همایون با ماهور:

هرگاه گوشه های ماهور را اجرا می کنیم در بعضی از گوشه هاکاملان ملودی صدای همایون می دهد حال چه موقع اتفاق می افتد؟آن موقعی است که ما در آواز ماهور گوشه راک را اجرا می کنیم یعنی از طریق گوشه راک نوعی تغییر مقام به آواز اصفهان داده و سپس به از طریق گوشه سروش به همایون می رویم و یکی دیگر از راههای ماهور به همایون از طریق گوشه دلکش صورت می گیرد و آن به این طریق بود که درجه ششم  گام ماهور را ربع پرده کم می کردیم وارد شور می شدیم واز شور به همایون می رفتیم چون شور و همایون تنها اختلافشان در درجه سوم است کافی است درجه سوم شور را نیم پرده بالا میبریم وبه همایون می رسیم .

تشابه گام ماهور و چهارگاه:

هرگاه درجه دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم وارد پرده چهار کاه می شویم در واقع نت شاهد ماهور و چهار گاه یکی است درجه پنچم  ماهور که در حقیقت شاهد گوشه دلکش هست  شاهد گوشه حصار هم می باشد و از همین نت مشترک می توان وارد گام دیکری شد  در واقع اگر بخواهیم از ماهور به چهار گاه برویم باید اول از طریق گوشه منصوری به اصفهان و وارد ماهو ر شویم چون همانگونه که قبلان گفته شد ماهور با چهارگاه اختلاف در دو فاصله ربع پرده ای  دارند که در اول با از بین بردن یک  ربع پرده و در   مرحله بعد ربع پرده دوم را از بین می بریم تا از چهارکاه  به ماهور به رسیم.

گام چهار گاه سل:

سل، لاکرون، سی، دو،  ر، می کرون ، فا دیز سل

گام ماهور سل: 

سل، لا، سی ، دو، ر، می، فادیز، سل

درجه اول هرگام شاهدهای آن دو گام می باشد درجه سوم شاهد زابل در چهارگاه وشاهد  راک عبدالله می باشددرجه چهارم شاهد مویه در چهارگاه و شاهد نیشابورک در ماهور می باشددرجه پنجم شاهد حصار در چهارگاه و شاهد دلکش و شکسته در ماهور است درجه هشتم شاهد مغلوب در چهار گاه وشاهد عراق در ماهور می باشد.


تشابه گام ماهور با اصفهان:


   دستگاه ماور و آواز اصفها ن در درجات(اول-دوم-چهارم-پنجم-هفتم)باهم اشتراک دارند و اگر بخواهیم از آواز ماهور به اصفهان برویم بهترین کلید برای ورود همین نت های مشترک بین آنهاست  چون این دو آواز حداقل در سه نت شاهد های مشترک دارند درجات مشترک عبارتند از


 1-درآمدهای ماهور و بیات اصفهان (درجه اول گام)


2-  گوشه های داددر ماهورو بیات راجع در اصفهان(درجه دوم گام)


3- گوشه شکسته ودلکش در ماهور و عشاق در اصفهان و آن روی درجه پنجم گام قرار دارد پس با ملودی صحیع هر کدام از گوشه های نامبرده و مکث روی این نت ها  می توان وارد هر کدام از این گامها شد 


اگر از عشاق اصفهان به گوشه قرچه رفته و همچنین پس از دلکش ماهور

    وارد قرچه شویم این دو قرچه باهم هم مایه بوده و براحتی می توان با لحظه ای فرود  را به هرکدام  از گامهای نامبرده شده انجام داد 



تشابه گام ماهور و نوا:


قبلان تشابه ماهور و شور را توزیع دادیم و در مورد ماهور و نوا هم کاملان همان گفته ها صادق است با این تفاوت که چون برخی گوشه هایی که در نوا خوانده می شوند انحصار  به این گام دارند بنابراین ورود از گام نوا به ماهور از طریق این گوشه ها روشهای دیگری را طلب می کند که به چند مورد آن می پردازیم


برای سهولت ورود از هر کدام از گامهای مذکور به یکدیگر ابتدا جایگاه گوشه های که در دو دستگاه به صورت اشتراکی موجود است مانند گوشه عراق-نیشابورک-شکسته را برسی می کنیم 


در صورتیکه گام ماهور و نوا از یک نت بسته شده باشند در گام ماهور شاهد گوشه عراق  نت تونیک یا اکتاو گام را اشغال کرده


در صورتیکه در گام نوا شاهد گوشه عراق درجه چهارم  گام نوا را بخود اختصاص می دهد بنابراین اگر نوازنده در گام نوا باشدو بخواهد گوشه عراق را اجرا کند و نهایتأ فرود در ماهور نماید  در مایه ماهور معادل نوا فرود نکرده است بلکه در ماهوری با مایه جدید می باشد در واقع ماهوری که از درجه چهارم گام نوا  شروع شده است از طرفی دیگر درجه چهارم گام نوا (جایگاه شاهد های عراق-گوشت-نیشابورک ) می باشد و در گام ماهور جایگاه  گوشه نیشابورک است  بنابراین یکی از راه های ورود  از گام ماهور به نوا و بلعکس  از طریق درجه چهارم گامهای  نامیده می باشد 

خلاصه در مقایسه گام ماهور و نوا سه نت از درجات گامهای فوق با یکدیگر  مشترکند

و آن درجه اول- چهارم-وپنجم می باشد

درجه اول تونیک ملودی نوا-ماهور

 درجه چهارم در گام نوا شاهد عراق -گوشت-در گام ماهور شاهد نیشابورک

درجه پنجم در گام نوا شاهد گوشه نهفت - شکسته- ودر گام  ماهور شاهد دلکش-شکسته می باشد 


تشابه گام ماهور با سه گاه:

همانطور که قبلان گفتیم گام ماهور ربع پرده ندارد ولی گام سه گاه دارای دو ربع پرده میباشد بهترین تشابه گام ماهور و سه گاه  در انطباق شاهدهای گوشه های دلکش ماهور و زابل سه گاه وقتی ماهور و سه گاه  هم تونیک باشند


گام ماهور سل:


سل-لا-سی-دو-ر-می-فادیز-سل


گام ماهور سگاه سل:


سل-لا-سی کرون-دو -ر-می کرون-فا-سل

به عبارتی دیگر درجات پنجم گام ماهور و سه گاه نت های  شاهد های دلکش و زابل می باشند و به آسانی می توان از این طریق وارد یکدیگر شد

یکی دیگر از راههای ورود بیکدیگر از طریق درجه اول ماهور یعنی نت سل و همین نت شاهد عراق ماهور است و از طرفی همین نت سل شاهد مخالف در سه گاه می باشد



تشابه گام همایون و چهار گاه:

اگر گام چهار گاه و همایون را از نت مشترک مانند نت سل ببندیم بخوبی می بینیم که در اکثر درجات نت های مشترک وجود دارد و این درجات عبارتند از درجه اول-دوم-سوم-چهارم-پنجم) 

این درجات در واقع نت های شاهد گوشه های دو دستگاه هستند و از آنها بخوبی می توان وارد یکدیگر شد حال جهت روشن شدن تشابهات دو گام مقایسه را از طریق نمایش فواصل گام آنها برسی می کنیم

گام همایون سل:
سل-لاکرون-سی-دو-ر-می بمل-فا-سل

گام چهار گاه سل:

   سل- لاکرون -سی-دو-ر-می کرون-فادیز-سل 

   چنانچه از نمایش دو گام مشهود است درجات اول-سوم-چهارم از گام چهار گاه       به ترتیب نت شاهد 

درآمد چهار گاه و زابل و مویه هستندو از طرفی درجات دوم-چهارم-پنجم گام همایون به ترتیب محل شاهد 

درآمد همایون و گوشه های چکاوک و بیداد است در میان این تشابهات بارزترین آنهادر درجه چهارم گام محل 

تمرکز  دو گوشه (چکاوک) در همایون و مویه چهار گاه می باشد و یکی از کلید های ورود و   خروج از هر دو 

دستگاه از طریق اتکا به نت شاهد آنها (درجه چهارم) گام و ملودی گوشه های ذکر شده می باشد

از طریق تبدیل نمودن ملودی گوشه شوشتری منصوری (چهار گاه) به شوشتری 

 (همایون  می توان مرکب خوانی کرد )


تشابه گام سه گاه با همایون:

گام سه گاه و همایون با هم روی درجات اول-چهارم-پنجم-هفتم-وهشتم مشترک هستنددرجات مشترک در 

سه گاه اول-سوم -پنجم-وششم  و در همایون روی اول-دوم-چهارم-وپنجم است  از طرفی انطباق دو شاهد 

زابل در سه گاه وبیداد درهمایون که هر دو روی درجه پنجم گام خود جای دارند کلید محکمی جهت وروداز گامی به گام دیگر است

گام همایون سل:

سل- لا کرون-سی-دو-ر-می بمل-فا سل

گام سه گاه سل:

سل- لا-سی کرون -دو-ر- می کرون-فا-سل
در ضمن باید توحه داشته باشید که گام سه گاه از  زیر تونیک شور شروع می شود ولی تونیک همایون و شور یکی است
 در گام همایون نت لا کرون شاهد همایون است و در سه گاه درجه سوم یعنی سی کرون شاهد می باشد
نت  ر  در همایون شاهد بیداد و در سه گاه شاهد زابل می باشد
نت سل در اکتاو هر دو گام در همایون شاهد چکاوک و در سه گاه شاهد مخالف می باشد نت مویه در سه گاه یعنی  در جه ششم می کرون و در همایون همین نت شاهد در آمد همایون می با شد 



تشابه گام سه گاه با اصفهان:

هرگاه گام سه گاه و اصفهان از یک نت شروع شوند نت های مشترک آنها روی درجات اول- دوم-چهارم پنجم-ششم-هشتم- می باشند 

گام سه گاه سل:
سل-لا-سی کرون-دو-ر-می کرون-فا-سل

گام اصفهان سل:

سل -لا -سی بمل-دو-ر-می کرون-فا-سل

روی درجات اول هر دو گام نتهای شاهد مخالف سه گاه و درآمد اصفهان هر دو یکی هستند و روی درجه پنجم هر دو گام نت های شاهد  زابل سه گاه و عشاق اصفهان یکی   است و روی درجات  ششم هردوگام نت شاهد مویه سه گاه و درآمد همایون یکی است واین نتها هرکدام کلیدی برای تغییر مقام از این آواز به آواز دیگریست
یکی دیگر از راههای اصفهان به سه گاه این است که درآمد بیات اصفهان را تبدل به مخالف سه گاه و با تعقیرربع پرده این کار انجام می شود برای مثال اگر در سه گاه سل باشیم نت فا را در اینجا تبدیل به فا سری کرده و حالت مخالف به خود می گیرد و بعد با تبدیل فا سری به فادیز به اصفهان می رویم

تشابه گام دستگاه چهارگاه باآوازبیات اصفهان:

درجات اول-چهارم پنجم-و ششم در هر دو گام مشترک هستند

گام چهارگاه سل:

سل -لا کرون-سی- دو-ر- می کرون-فا دیز سل

گام اصفهان سل:

سل-لا-سی بمل-دو-ر-می کرون-فادیز-سل

گوشه عشاق در آواز بیات اصفهان با گوشه حصار در چهار گاه روی هم منطبق هستندو آنها روی درجه پنجم گام خود قرار دارند   




شرح مختصری ازآوازبیات اصفهان

آواز اصفهان یا بیات اصفهان یکی از آوازهای پنج‌گانهٔ موسیقی ایرانی است. برخی این دستگاه را جزء دستگاه شور و برخی از متعلقات همایون دانسته‌اند.

آواز بیات اصفهان شباهت‌های بسیاری با گام مینور هارمونیک دارد و تنها تفاوت گام اصفهان باگام مینور فاصلهٔ ششم نیم بزرگ بین درجهٔ ششم و درجهٔ اول ِ اصفهان است که این فاصله در گام مینور ششم کوچک است.

آواز اصفهان را «گاهی شادو گاهی غمگین» می‌خواند و حالت آن را «بین غم و شادی» می‌داند.ایستادن روی درجهٔ دوم گام اصفهان (گوشهٔ بیات راجه) حالت خاصی شبیه به گوشهٔ بیداد همایون به آهنگ می‌دهد که از نظر نت بندی مانند یکدیگر هستند.

برخی زمان مناسب برای گوش فرادادن به آواز اصفهان را قبل از طلوع آفتاب  می‌دانند و به همین دلیل نیز حس آن را مناجات گونه و متفکرانه بیان می‌کنند. رنگ اختصاص یافته به این آواز سبز روشن و عنصر آن شعلهٔ آتش است.

شرح مختصری ازدستگاه راست پنجگاه

دستگاه راست‌پنج‌گاه را می‌توان یکی از دستگاههای بسیار قدیمی نامید. این دستگاه بسیار شبیه به ماهور می‌باشد و باید گوش نوازنده ویا خواننده بسیار دقیق و آشنا به این دستگاه باشد. دیدگاه رایج غلطی وجود دار که بیان می کندتفاوت این دستگاه با ماهور این است که در ماهور تحریرها بالا رونده است ولی در راست پنجگاه تحریرها پایین رونده است اما به حفیقت امر این گونه نیست.

از این دستگاه می توان به پرده گردانی به دستگاههای دیگر وارد شد.این دستگاه را به تعبیر عرفانی  مقام "حیـــرت" در وادی های هفت گانه ی عرفانی دانست : " راست پنجگاه " پایان روز است، فرو شدن خورشید و خزان زندگی، سرگشتگی و حیرت است.

شرح مختصری ازدستگاه چهارگاه

این دستگاه، از نظر علم موسیقی یکی از مهم‌ترین و زیباترین مقامات ایرانی است. گام آن مانند شور و همایون، پایین رونده و مثل گام ماهور واصفهان بالارونده می‌باشد، چرا که در دو حالت محسوس است. یعنی می‌توان گفت که این گام، مخلوطی از گام سه گاه و همایون است و اگر نت دوم و ششم گام ماهور را ربع پرده کم کنیم، تبدیل به چهارگاه می‌شود.

در گام چهارگاه همیشه دو علامت نیم پرده برشو و دو علامت ربعی فرو شو با هم وارد شده‌اند و فواصل درجات این گام نسبت به تونیک عبارت‌اند از: دو نیم بزرگ، سوم بزرگ، چهارم درست، پنجم درست، ششم نیم بزرگ، هفتم بزرگ و هنگام، که دانگ‌های آن هم با یکدیگر برابرند. نت شاهد (تونیک) این دستگاه نیز در راست کوک «دو» است. حالت آغازین درآمدهای چهارگاه، با نت «لا» بسیار واضح و مشخص است و به این وسیله به راحتی می‌توان آن را از سایر گام‌ها تشخیص داد.

از میان مقامات ایرانی و به خصوص موسیقی مشرق زمین،شور، سه گاه و چهارگاه هستند که از این میان، مقام چهارگاه از همه مهم‌تر است. چهارگاه را گامی کاملاً ایرانی و خالص می‌دانند. این گام با گام بزرگ (ماژور) ارتباط دارد چرا که مانند گام بزرگ بالا رونده است. سوم بزرگ مانند گام بزرگ است (دانگ‌هایش مثل گام بزرگ (ماژور) مساوی بوده و فاصلهٔ آخر آنها نیم پرده است) و همین طور فاصلهٔ هفتم آن مانند هفتم گام بزرگ است و فاصلهٔ محسوس تا تونیک نیم پرده می‌باشد.

از طرف دیگر این چهارگاه با گام کوچک (مینور) نیز ارتباط دارد و به طریقی تمامی گام‌های مختلف در یک جا جمع شده‌اند و بهترین صفات هر گام را انتخاب کرده تا گام چهارگاه را با صفات عالی تشکیل دهد. گام چهارگاه هم از نظر آوایی و هم گوشه‌های مشترک، شباهت زیادی با گام سه گاه دارد.

چهارگاه در گوشه زابل، کمی به اوج می‌رود. این گوشه با وجود اینکه نت شاهد و ایست ثابتی ندارد، ولی از حالت ریتمیک و ضربی بالایی برخوردار است ولی از این نظر، هیچ وقت به پای گوشه مخالف نمی‌رسد. مخالف اوج زیبایی چهارگاه است. حصار گوشه‌ای است که در عین زیبایی، کمی از نظر کوک برای نوازندگان به خصوص سنتور نوازان، مشکل‌ساز می‌شود. زیرا برای اجرای این گوشه در ادامه ردیف چهارگاه، بایستی نت «فا» را دیز کوک کرد (البته در راست کوک). یعنی نت فا، نیم پرده زیر می‌شود. این گوشه تا حدودی معادلات چهارگاه را به هم می‌ریزد و برای اینکه بتوان به ادامه ردیف پرداخت، بایستی فرودی مجدد به درآمد داشته باشیم. گوشه منصوری نیز معمولاً پایان بخش دستگاه چهارگاه است. حالات کرشمه، بسته نگار، حزین و زنگ شتر، به زیبایی در تمام چهارگاه، خودنمایی می‌کنند.

آواز چهارگاه نمونه جامع و کاملی از تمام حالات و صفات موسیقی ملی ماست. چرا که درآمد آن مانند ماهور، موقر و متین است و شادی و خرمی خاصی دارد. در ضمن آواز زابل در همه دستگاه‌ها و در اینجا حزن و اندوه درونی در آواز ما دارد. آوازی نصیحتگر، تجربه آموز و توانا مانند همایون دارد و آواز مویه و منصوری غم انگیز و حزین است. پس این دستگاه نیز به دلیل کمال خود هم گریه و زاری می‌کند و هم شادی می‌آفریند و گاهی مسرور و شادمان است و گاهی نیز غم‌انگیز و دل‌شکسته و با توشه‌ای از متانت و وقار عارفانه شرقی.

اما روی هم رفته چهارگاه را می‌توان دستگاهی محسوب کرد که مانند پیری فرزانه دارای روحی بلند و عرفانی است و احساسات عالی انسانی را در کنار خصایص و محسنات انسانی صبور و شکیبا داراست. از ناکامی‌ها و ناامیدی‌ها اشک غم می‌ریزد و در شادی‌ها و خوشی‌ها اشک شوق و سرور. این دستگاه، بهترین گزینه برای ساخت قطعات و تصانیف ملی میهنی و حماسی است به طوری که به زیبایی می‌تواند حالت شوق و افتخار وصف ناپذیری را در شنونده به وجود آورد. نوازندگی در این دستگاه با هر یک از سازهای ایرانی، زیبایی خاص خود را دارد ولی هنگامی که تار نوازی به اجرای چهارگاه می‌پردازد، چیز دیگری است.

دستگاه چهارگاه ضمن دارا بودن شخصیت مستقل از بعضی جهات به دستگاه سه گاه شبیه‌است.نت های «ر کرن» و «لا کرن» مشخصه اصلی این دستگاه است. بدیهی است با جابجایی فواصل می‌توان این نت‌ها را تغییر داد.

«دخترک ژولیده» و «رنگ مبارک باد» از جمله آثاری است که در چهارگاه ساخته شده‌اند.

گوشه «مخالف» اوج این دستگاه به شمار می‌آید. دستگاه چهارگاه در بین پاره‌ای از قدما به «دستگاه ملوک و سلاطین» نیز شهرت داشته‌است. دلیل این نام‌گذاری شاید به حالت رزمی و در عین حال فرح انگیز چهارگاه ارتباط داشته باشد.

به لحاظ حس شناسی مطابق نظر استاد مجید کیانی  "چهارگاه" بر آمدن آفتاب، سرآغاز زندگی، تابش نور، دیدن و شناختن و معرفت است. (مقام معرفت در وادی های هفت گانه ی عرفان)

شرح مختصری ازدستگاه سه گاه

این دستگاه تقریباً در همه ممالک اسلامی متداول است. این دستگاه بیشتر برای بیان احساس غم و اندوه که به امیدواری می‌گراید مناسب است. آواز سه گاه بسیار غم انگیز و حزن آور است.گوشه‌های مهم این دستگاه عبارت‌اند از: در آمد، مویه، زابل، مخالف، حصار، گوشه‌های دیگر مانند: آواز، نغمه، زنگ شتر، بسته نگار، زنگوله، خزان، بس حصار، معربد، پهلوی(رجز)، حاجی حسینی، مغلوب،دو بیتی ، حزین، دلگشا، رهاوی، مسیحی، ناقوس، تخت طاقدیس، شاه ختایی(حدی)، مداین، نهاوند. آوازی است بی نهایت غمگین و ناله‌های جانسوز آن ریشه و بنیاد آدمی را از جا می‌کند و از راز و نیاز عاشقان دوری کشیده و از بیچارگی بی نوایان و ضعیفان گفتگو می‌کند (روح الله خالقی- نظری به موسیقی). به تعبیرعرفانی  " سه گاه" سپیده دم است. پایان شب و آغاز روشنایی یا آغاز زندگی انسان، آن هم عشق است. (مقام عشق در هفت وادی عرفان)




البته حالت این دستگاه در همه جا ثابت نیست و بویژه در مخالف بسیار باشکوه است به عنوان نمونه قطعهٔ «من از روز ازل» ساختهٔ مرتضی محجوبی دارای نغمه‌ای بسیار تاثیرگذار و غم انگیز است. قابل ذکر است که آهنگهای شادی آور در سه گاه فراوان هستند از جمله «چهار مضراب مخالف سه گاه»

شرح مختصری ازدستگاه نوا

این دستگاه در گذشته جزئی ازدستگاه شور بوده است. دستگاه نوا را آوازی در حد اعتدال که آهنگی ملایم و متوسط، نه زیاد شاد و نه زیاد حزن‌انگیز دارد، می‌شناسند. نوا یک از دستگاه‌هایی است که به ندرت توسط اساتید اجرا می‌شود و آوازخوانان جوان بیشتر به سمت شور و متعلقات آن (به علت سادگی و روان‌تر بودن) تمایل دارند. بسیاری از اساتیدی هم که این دستگاه را اجرا کرده‌اند، آن اثر تبدیل به یکی از ماندگارترین آثار آنان شده است. مانند چهره به چهرهمحمد رضا لطفی ، نی‌نوا حسین علیزاده، نوا و مرکب خوانی شجریان. هر چند که بعضی از اساتید مثل علینقی وزیری  و روح الله خالقی، نوا را مشتق از شور شناخته‌اند، اما این دستگاه دارای تفاوت در نت شاهد و ایست و همچنین شخصیت مستقل آوازی با شور و مشتقات آن می‌باشد.

ازدیدگاه عرفانی " نوا " سرانجام نیایش زندگی و انسان است. سرانجام آهنگ روشنایی روز که به تاریکی و نیستی می رسد، فقر وفنا است، نوید شبی تازه را می دهد که سرانجام تولدی است تازه و آن تکرار مدار که همان ابتدای آن " شور" است. (مقام فنا در وادی های هفت گانه ی عشق)

شرح مختصری ازدستگاه همایون

این دستگاه به تناسب نام خود، حالتی شاهانه، اشرافی و باوقار دارد، ولی با این حال زمینهٔ اجرای بسیاری از لالایی‌ها و زمزمه‌های متداول در نقاط مختلف ایران است. همچنین از نغمه‌های این دستگاه در موسیقی زورخانه نیز استفاده می‌شود.

به دلیل استفاده از یک گام خاص و تفاوت محسوس در گام بالا رونده و پایین رونده دستگاه همایون منحصر به فردترین دستگاه موسیقی ایرانی به شمار می‌رود. مقایسه سایر دستگاه‌های موسیقی ایرانی با موسیقی دیگر ملل و خصوصاً کشورهای هم‌جوار تشابه و یکسان بودن ریشه برخی را نشان می‌دهد. اما این مطلب در مورد دستگاه «همایون» صادق نیست.

دستگاه همایون و یا به تعبیری «دستگاه عشاق»، با حالت محزون و اسرار آمیز خود گوشه‌های متعددی دارد که گوشه «بیداد» اوج این دستگاه تلقی می‌شود. بر اساس نظر متافیزیکی استاد مجید کیانی  در باره ی موسیقی ایرانی، "همایون" ادامه‏ی روز، تداوم زندگی،اتحاد عشق و عاشق و معشوق و توحید است. (مقام توحید در هفت شهر عشق)

آثار ارزشمندی از موسیقی ایرانی در سده قبل در این دستگاه ساخته و اجرا شده‌اند. «رنگ فرح» از جمله این آثار است.


از لحاظ مرکب خوانی این دستگاه به دستگاه‌های سه گاه وشور ارتباط دارد و وسعت این دستگاه را بیشتر می‌کند. به دلیل شباهت شور و همایون، با بم کردن نت سوم گام همایون به میزان نیم‌پرده می‌توان وارد شور شد. همایون را می‌توان به دستگاه چهارگاه نیز ارتباط داد و این کار با افزودن نیم‌پرده به نت ششم گام همایون و کم کردن ربع پرده از نت پنجم که گوشهٔ آواز منصوری را تداعی می‌کند انجام‌پذیر است. عکس همین عمل و گذر از چهارگاه به همایون نیز در گوشهٔ مخالف دستگاه چهارگاه قابل اجراست.

یکی از آوازهای ایرانی که اسم آن در کتب موسیقی هست آواز اصفهان است که آن را از متعلقات دستگاه همایون دانسته‌اند. یکی دیگر از آوازهایی که از متعلقات دستگاه همایون است،آوازشوشتری است.

شرح مختصری ازدستگاه شوروآوازهای وابسته به شور

دستگاه شور : شور آوازى است که با ذوق مشرقى‌ها موافق و سهل و موردپسند عمومى است و شور از جذبه و لطف خاصى برخوردار است که بسیار شاعرانه و دلفریب است. آواز شور ریشهٔ عمیقى در فرهنگ ایرانى دارد که بیانگر تصوف و عرفان ایرانى است.

آواز افشاری : افشاری ، آواز متأثرکننده و دردناک است که سخن از درد و اندوه درونى دارد. آواز مناجات و راز و نیاز با معبود یگانه میباشد. افشاری آوازی تامل برانگیز است که انسان را به فکر وا می دارد و شاید به همین دلیل از این آواز برای خواندن مناجات استفاده میشود.

آواز دشتی : این آواز را آواز چوپانى نیز نامیده‌اند. این آواز با آن که غم‌انگیز و دردناک است؛ در عین حال بسیار لطیف و ظریف است. غم و حزنی که در آواز دشتی وجود دارد می تواند ناشی از فراق یار ، رنج و سختی زمانه یا حتی از عشق به میهن و وطن پرستی و … باشد. در خواندن این آواز احساس نقش مهمی را ایفا می کند.

آواز ابوعطا : انسان با گوش دادن به ابوعطا کمی به فکر فرو می رود و به مسائل فلسفی پیرامونش می اندیشد. به این ترتیب تا اندازه ای می توان نتیجه گرفت, کسانی که بیشتر به آواز ابوعطا علاقه دارند و آن را بیشتر از سایر دستگاهها گوش می دهند, انسانهای نسبتا گوشه گیر اند که دراویش هم از آنها مستثنا نیستند.

آواز بیات ترک : مانند ابوعطا مورد توجه عامه است و در ملودی های عرفانی و درویشی مورد استفاده قرار می گیرد و در وصل به معبود توانایی زیادی دارد.

کمی درباره دستگاه ماهور

ماهور :
دستگاهي است كه معمولا به شادابي و چالاكي و شور معروف است . اما آنگونه كه در كتاب ها آمده است ماهور ، دستگاه معتدلي است ... اگر نيك بنگريم متوجه مي شويم كه توصيف بسيار زيبايي است ... چرا كه اين دستگاه داراي گوشه هايي است كه به خوبي بيانگر حالت اعتدال يك انسان هستند ... نه بسيار شاد است ... و نه مانند دشتي بسيار حزن آلود و غمگين ... ماهور مانند هر دستگاه ديگري با درآمد شروع مي شود و از گوشه هاي معروف آن به ترتيب مي توان كرشمه - آواز - خسرواني - مجلس افروز - دلكش - فيلي - چهار (چار) پاره يا مرادخاني - شكسته - گوشه هاي راك ( عبدالله - كشمير و ... ) را نام برد ... البته ماهور امروزه بيش از 30 گوشه دارد ... اما در هردستگاهي برخي گوشه ها رايج شده اند و معمولا آنها زياد اجرا مي شوند . دوستان بايد توجه كنند كه براي ساز و آواز دو رديف جداگانه وجود دارد . رديف سازي و رديف آوازي ... و هركدام از گوشه ها و نحوه اجرايشان در رديف سازي با رديف آوازي متفاوت است ... در واقع رديف آوازي متناسب با قابليت ها و توانايي هاي حنجره انسان است كه لزوما نميتواند مانند ساز عمل كند ...

آشنایی بادستگاههاوآوازهای ایرانی

1.یک گاه یا دستگاه ماهور

2.دوگاه یا دستگاه شور

3.سه گاه

4.چهارگاه

5.همایون

6.نوا

7.راست پنجگاه

آوازهابرپنج قسمت تقسیم میشوند که چهارقسمت ازآن دستگاه شور هستند

1.ابوعطا:درجه دوم گام شور

2.بیات ترک: درجه سوم گام شور

3.افشاری :درجه چهارم گام شور

4:دشتی:درجه پنجم گام شور

ودستگاه همایون هم دارای یک آواز به نام بیات اصفهان است .


شرح مختصری ازسیستم ویولن نوازی ایران

در سیستم ویولن نوازی ایران اساتید برجسته ای هستد که بنده کمترین انها را به خدمت شما معرفی مینمایم ودر حد مختصر سبک نوازندگیشان را خدمت شما عرضه میدارم .استاد علی تجویدی :در تئوری وردیف بی همتاست در ضمن بیشترین تمرکز ایشان روی اهنگسازی بوده که یکی از اهنگهای معروف ایشان کجا سفر کردی است که بانوی اواز ایران عصمت دلکش اجرا کرده است.استاد پرویز یاحقی:علاوه بر رعایت کامل قوانین موسیقی ایرانی در نوازندگی ایشان احساس بر نت غلبه میکند به طوریکه وقتی ساز این استاد یگانه را گوش بدید حرارت احساسو کاملا حس خواهید کرد.استاداسدالله ملک :تنها نوازنده ای است که به قول استاد یاحقی این ساز وحشی را به معنای واقعی رام کرده است در ساز ایشان جمله بندی های سریع و پنجه چابک و تعویض پوزسیون را کاملا احساس خواهید کرد .توضیح اینکه این بزرگمرد کوک های متقاوتی را برای ویولن ابداع کرده است .استاد حبیب الله بدیعی:در ساز ایشان صلابت و متانت کاملا حس میشود ارشه بسیار قوی و پنجه بسیار شیرین .حبیب الله بدیعی در جواب اواز سرآمد است واین مسئله ایشان را از بقیه اساتید متمایز کرده است .استاد همایون خرم:بیشترین تمرکز ایشان روی اهنگسازی و تنظیم ارکستر هست واز ساز زدن ایشان کاملا یادگار صبا بودن حس میشود ویکی از خدمتهای بزرگ ایشان ردیف ویولن صبا است که ایشان اجرا کرده است ودر دست علاقه مندان ویولن قرار گرفته است ویکی از اهنگهای معروف ایشان شمع و پروانه منم .ساغرم شکست ای ساقی و...

شرح مختصری ازاستادحسین خواجه امیری

امروز در مورد استاد حسین خواجه امیری میخوام براتون بگم .استاد ایرج صاحب صدایی است که بنان به یکی از شاگردان خود میگوید که اگه من وسعت صدای ایرج را داشتم در صد سال آینده خودمو در آواز ایرانی ثبت میکردم .استاد حسین خواجه امیری به دلیل اینکه یک نظامی بود خود را در رادیو با نام مستعار ایرج معرفی کرد .در کل تا آنجایی که من در مورداستاد میدانم ایشان همراه پدر بزرگ خود شب ها به کویر میرفتند و زیر ستارگان درخشان کویر آواز میخواندند و بعد به مدت شش ماه نزد استاد صبا رفتند ایشان در موقع اجرای برنامه گلها شرکت مداوم داشتند و به گونه ای یکی از وزنه های این برنامه محسوب میشدند .و تقریبا در این برنامه تمام دستگاه ها و اواز ها را اجرا کردند به جز یک آواز در نوا که متاسفانه این آواز در دسترس دوستداران هنر قرار نگرفته است اینطوری که من جویا شدم در آرشیو رادیو این آواز گم شده است.استاد حسین خواجه امیری که به حق خداوندگار آواز ایران هستند پرچم دار آواز مکتب اصفهان محسوب میشوند و به نظر بنده اجرای آواز ایرج مدرن آواز تاج است و آواز های شاهکاری را از آن خود کردند که برای نمونه میشه به آواز شور که با استاد یاحقی در کنسرت سال 1335اجرا کردند را اشاره کرد که توصیه من به شما دوستان این است که حتما این آواز و گوش بدید به معنای واقعی حق دستگاه شور و ادا کردند و مهمتر از ابتدای آواز اجرای استادانه استاد در گوشه رضوی با اون تنوع تحریری است.و دیگر شاهکار استاد برنامه گلها شماره8است که در اصفهان با همکاری استاد یاحقی و فرهنگ شریف اجرا شده است.انشاالله سایه استاد بر سر موسیقی ایران مستدام باشد

بیوگرافی حسین گل گلاب

دکتر حسین گل‌گلاب، (۱۲۷۶ تهران - ۱۳۶۳ تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور«آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست. دکتر حسین گل‌گلاب سراینده سرود «ای ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و امریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گل‌گلاب از خیابان هدایت رد می‌شده‌است، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم می‌شود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولی‌آباد) می‌رود و با ناراحتی این جریان را برای روح‌الله خالقی تعریف میکند. خالقی بسیار متاثر می‌شود. این موضوع انگیزه‌ای می‌شد تا خالقی آهنگی بسازد و گل‌گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستين اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستين کنسرت ارکستر انجمن موسيقی ملی در سالن سينما تهران، در خيابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد.این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد.استقبال و تاثير اين سرود باعث شد که وزير فرهنگ وقت، هيئت نوازندگان را به مرکزپخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از راديو تهران پخش شود. اجرای ديگر، مربوط به سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که غلامحسين بنان، خواننده محبوب اين سرود را خواند. سرود «ای ایران» در آواز دشتی ساخته شده و ملودی اصلی‌اش از برخی از نغمه‌های موسیقی بختیاری که از فضایی حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگی‌های آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن فارسی هستند. در سال‌های پایانی دهه ۶۰ ناصر تقوایی، از حسین سرشار خواننده کلاسیک و اپرا خواست که در فیلمش «ای ایران» نقش معلم سرودی که به دانش آموزانش این سرود را آموزش می‌دهد، بر عهده بگیرد.........روحش شاد