معرفی اساتیدمکتب اصفهان
" استاد علي اصغرشاهزيدي"
در سال ١٣٢٧ در اصفهان متولد شد. به واسطهي بهرهمندي از صدايي خوش و به خاطر علاقهمندياش به آواز از سيزده سالگي يادگيري رديفهاي موسيقي ايراني را آغاز کرد و پس از ۸ سال، در سال ۱۳۴۹ به محضر استاد آواز ايران جلال تاج اصفهاني راه يافت و به مدت يازده سال به طور مستمر از استاد تعليم گرفت. همچنين محضر استادان گرانقدر حسن کسايي، جليل شهناز و علي تجويدي را درک کرده و از شيوهي سيد عبدالرحيم اصفهاني و رهنمودهاي سيد محمد طاهرپور بهره برده است. کسب رتبهي نخست در رشتهي آواز در دومين آزمون سراسري باربد به سال ۱۳۵۷، تدريس آواز قريب به يک دهه در هنرستان موسيقي اصفهان و واحد موسيقي صدا و سيماي اصفهان، و تدريس خصوصي آواز از سال ۱۳۶۴ تاکنون از فعاليتهاي گستردهي آموزشي او حکايت دارد. شاهزيدي علاوه بر تسلطي که به آواز ايراني دارد با نواختن ني آشنايي بسيار دارد.اجراي ماهرانهي آوازهاي اين مجموعه با همراهي ساز استاد جليل شهناز به خوبي مؤيد توانمندي بي چون و چراي وي در هنر آواز ايراني است. اجراي گرم و دلنشين ساختههاي ارکسترال استاد علي تجويدي و خصوصا ًترانههاي درخشان "جام مدهوشي" و "سروش آسماني" نيز فرصتي بود مغتنم و ناب که علي اصغر شاهزيدي به مهارت و استادي تام از پس آن برآمد و نام و هنرش به برومندي بر تارک موسيقي ايراني درخشيد و جاودانه شد.او در سال 1357 در آزمون سراسري باربد شركت كرد و در رشته آواز رتبه اول را احراز نمود و به دريافت لوحه درجه يك باربد نايل شد. سبك آواز خواني شاهزيدي در مكتب اصفهان همان سبك زنده ياد جلال تاج است،از مختصات شيوه او، درك صحيح شعر، تلفيق متناسب و دلپذير شعر با گوشه هاي آوازي، بيان درست شعر و تلفظ صحيح كلمات است كه همة اينها در قالب اصل مهم و انكار ناپذير مناسب خواني شكل مي گيرند. شاه زيدي از سال 1358 در هنرستان اصفهان به تربيت هنرجويان رشته آواز پرداخته و از سال 1360، كه ستاره درخشان هنر، استاد جلال تاج اصفهاني افول كرد؛ او همچنان نگاهبان و چراغدار مكتب استاد خود است."
(ازخداوند منان برای استادعزیزم که به حق پرچمدارآوازمکتب اصفهان بعدازتاج هستند طول عمر و دلی شاد و لبی خندان آرزومندم)
"استادحسین خواجه امیری"
معروف به ایرج در سال 1313 در شهر کاشان چشم به جهان گشود.پدربزرگش از خوانندگان ناصرالدین شاه بود،و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها ایرج تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . ایرج مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم
داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها،
آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و
چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و
جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از
این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ،
به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است
که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و
آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به
طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر
برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به
موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم
حسین
خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود
از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را
برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در
زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده
ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کردت صدای گرم و
با صلابت و توانمند ایشان را که در عین حال لطافت خاصی دارد در دستگاه های
سه گاه - چهار گاه ، ابوعطا را به وضوح می توان حس کرد که بعد از میرزا
ظلی و تنی چند از بزرگان ، از صداهایی است که شاید تا سالهای سال نتوان
مانند آن در صحنه موسیقی اصیل و کلاسیک ایرانی یافت . صدای استاد از معدود
صداهای 6 دانگ موسیقی ایران است که به همراه حمیرا و مرد حنجره طلایی آواز
ایران اکبر گلپا؛توانایی استثتایی آن را دارد که در خواندن هر دستگاه از
موسیقی، حق مطلب هر دستگاه را به درستی ادا کند که این هنری است که خداوند
در حنجره این بزرگ مرد آواز ایران به ودیعه گذاشته است.
در سال ۱۲۸۲ شمسی خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که
جلال فرزند شیخ اسماعیل هم ، صدا و حنجره را از پدرش به ارث برده بود. این موضوع را اهل خانواده همه می دانستند ولی چون جلال به احترام پدر هرگز جلوی او دهان باز نکرده بود پدر از صدای خوش فرزندش خبری نداشت. عاقبت زمان مدرسه رفتن جلال رسید. پدر او را به مدرسه ی "علمیه" سپرد. این مدرسه در بازارچهء رحیم خان نزدیک مسجد رحیم خان واقع بود با منزل شان فاصلهء چندانی نداشت.در مدرسه بخاطر صوت خوشی که جلال داشت مکبری و موذنی و قرائت کلام الله مجید را به او واگزار کرده بودند. یک روز عصر وقتی جلال نه ساله از مدرسه برمی گشت با خود اندک اندک زمزمه می کرد و این زمزمه تا نزدیک در منرل ایشان ادامه داشت. غافل از اینکه پدر بر خلاف معمول ، آن روز در منزل بود و صدای او را شنید. وقتی جلال پایش را از هشتی به داخل حیاط گذاشت پدرش او را صدا کرد. رنگ از روی جلال پرید و به لکنت افتاد. در این هنگام پدر با چهره ای گشاده و ملاطفت آمیز به فرزند گفت : «جان پدر! تو صدایت خوب است و قشنگ آواز می خوانی. من صدایت را شنیدم. حالا هم کمی برای من بخوان.» وقتی جلال با صدای لرزان اندکی برای پدرش خواند پدر دستی به سرش کشید و بوسه ای از مهر بر پیشانی اش زد و گفت : «برای آواز خواندن تنها صدای خوب کافی نیست. تو باید تعلیم ببینی.»
آن روزها به جلال چون فرزند شیخ اسماعیل تاج الواعظین بود "تاج زاده" می گفتند. جلال تاج زاده از نه سالگی تعلیم آواز را شروع کرد. ابتدا پیش پدرش با مقدمات و اصول ردیف ها آشنا شد و سپس پدر او را به مرحوم سید عبدالرحیم اصفهانی استاد آواز آن زمان سپرد و تاج مدتی نزد این استاد گوشه ها را یاد گرفت. پس از مرحوم سید عبدالرحیم ، پدر تاج برای اینکه او را با گوشه های سازی در ردیف نیز آشنا کند به خدمت شادروان نایب اسدالله نی زن معروف برد. تاج زمانی نسبتا طولانی در خدمت نایب اسدالله نکته ها و ظرایف آواز ایرانی را فرا گرفت. آخرین استادی که تاج بنا به توصیه ی پدر برای تکمیل گوشه ها و ردیف ها به خدمتش رفت مرحوم شادروان میرزا حسین ساعت ساز معروف به "خضوعی" بود و تاج پس از اتمام فراگیری نزد این استاد، دیگر در آواز سرآمد شده بود و اندک اندک در محافل می خواند و این جا و انجا همه از صوت خوش و تسلط او بر آواز سخن می گفتند.